سی سال دارم و با همسرم مريم موقتا در وين زندگي مي‌كنم. پيش از اين مهندسي، مديريت و اقتصاد خوانده‌ام و الان فاینانس مي‌خوانم. به سینما، فلسفه و دين‌پژوهي هم علاقه‌مندم.

 

Ghoddusi AT Gmail

 
 

قول بده که هرگز با من موافق نباشی، حداقلش این که کاملا یا فی البداهه موافق نباشی. قول بده که همیشه دنبال موضوعی برای مخالفت خواهی گشت، دنبال استثناهایی برای چیزهایی که من نوشته ام و استدلال هایی که به نظرت بی ربط و غلط می رسد. این طوری به من فرصت می دهی که ازت یاد بگیرم. من اگر پاسخی ندادم این طور تعبیر کن که موافق نظرت بودم.

 
 
  • کاربردهای نظریه بازی در مدیریت
  • دوره آموزشی نظریه بازی
  • زنان متاهل در بازار کار
  • مشاغل فاینانس
  • اخبار کنفرانس ها و مشاغل اقتصاد
  • منابع اقتصاد رفتاری
  • راهنمای ادامه تحصیل اقتصاد در اروپا
  • اسلایدهای کتاب مبانی اقتصاد کلان مدرن
  • مجموعه‌ جزوه‌هاي دروس دكتراي اقتصاد
  • دایره المعارف کامل تاریخ اقتصاد.
  •  
       
       
    July 2008
    June 2008
    April 2008
    March 2008
    February 2008
    January 2008
    December 2007
    November 2007
    October 2007
    September 2007
    August 2007
    July 2007
    June 2007
    May 2007
    April 2007
    March 2007
    February 2007
    January 2007
    December 2006
    November 2006
    October 2006
    September 2006
    August 2006
    July 2006
    June 2006
    May 2006
    April 2006
    March 2006
    February 2006
    January 2006
    December 2005
    November 2005
    October 2005
    September 2005
    August 2005
    July 2005
    June 2005
    May 2005
    April 2005
    March 2005
    تکنوکرات ها
    اسلایدهای جدید اختیارات طبیعی
    اقتصاد جرم و جنایت
    بازار اعضاي بدن افراد دچار مرگ مغزي
    چند خبر کوچک
    جامعه "شناس" یا ناظر اخلاق؟
    کلاس های مدرسه تابستانی شریف
    هزینه جدید کارگاه مشاوره
    اختیارات طبیعی (حقیقی) چیست؟
    درگاه و دوره اختیارات طبیعی
     
    Powered by
    Movable Type 3.2
     

    پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷

    تکنوکرات ها

    مدتی است دوباره یک علاقه شخصی قدیمی و برای خودم مهم یعنی مطالعه نقش تکنوکرات ها در پیش رفت ایران و بررسی دوگانه "تکنوکرات نهادساز و روشن فکر غرزن" - که قبلا در موردش چندباری نوشته ام - را پی گیری می کنم. لندن که بودم با دوست تاریخ دانی ناهاری خوردیم و دیدیم که برحسب اتفاق هر دو از زوایای مختلف به مطالعه این موضوع علاقه داریم. در یک شهر دیگر انگلیس هم تصادفا به یکی از اساتید معروف روابط بین الملل در ایران برخوردم و ناهاری خوردیم و ایشان که سال ها پیش تشویقشان نقش مهمی در ورود من به حوزه علوم انسانی داشت نظر مثبتی روی ایده داشتند.

    چیزی که بهش فکر می کنم تحلیل نقش و رفتار زنجیره ای از افراد است که از امیرکبیر و میرزاحسین خان سپهسالار و تا حدی ملکم شروع می شود و کسانی چون علی اکبرخان داور و فروغی و ابتهاج و عالیخانی و مجتهدی و مجیدی و علی اکبر سیاسی و افراد هم تیپ آن ها را در برگرفته و به کسانی چون هاشمی رفسنجانی و غلامحسین کرباسچی ختم می شود. متاسفانه یا خوش بختانه کسانی چون مصدق یا خاتمی از فهرست من بیرون می مانند. در مورد مرحوم مهندس بازرگان چون موقعیت حضورش در قدرت بسیار خاص بود قضاوت روشنی ندارم که به کدام جرگه تعلق دارد. ویژگی که این افراد را برای من جالب و متمایز از بقیه می کند موقعیت میانی آن ها بین فضای روشن فکری و ساختار قدرت است که هم به نوعی آن ها را از روشن فکران بی خاصیت آرمان گرا و حراف دور می کند و هم از بوروکرات ها یا قدرت مندان دور از ایده تحول. دست آخر هم بسیاری از آن ها گرچه نقش مهمی در بهبود زندگی مردم داشتند ولی هم مورد فحش و غضب روشن فکران هستند و هم چهره چندان محبوبی بین مردم ندارند (امیرکبیر استثنا است) و هم این که بسیاری از آن ها نهایتا به نوعی از ساختار قدرت رانده شدند.

    سوالاتی که برای من جالب است فهرستی است از موضوعاتی مثل استراتژی این افراد برای پیش برد نوسازی در ایران و درس هایی که از خطاهایشان می شود آموخت، خصوصیات فردی و حرفه ای و کارراهه شغلی و نهایتا نسبت این افراد با رفتار "دموکراتیک" (که بر اساس برداشت اولیه من اتفاقا چندان نسبت قوی نیست).

    دی روز رفتم نشر چشمه و چند جلد از تاریخ شفاهی هاروارد را که قبلا نداشتم خریدم و فعلا خاطرات علی امینی و عبدالمجید مجیدی (برای بار دوم و با چاپی متفاوت) را خواندم. در هر دو کتاب درس های جالبی برای موضوع مورد علاقه ام یافتم.

    حامد قدوسی، ۲:۳۱ بعدازظهر ، پيام‌ها (9) ، دنبالک (0)


    دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷

    اسلایدهای جدید اختیارات طبیعی

    نسخه جدیدی از اسلایدهای من و اسلایدهای آرش (بخش ریاضی) روی سایت قرار داده شده اند. طبق معمول حدس می زنم که تنوع سطح مخاطب در این کلاس هم تا اندازه ای بهره وری را پایین بیاورد. اصولا این چند وقت به این موضوع بر می خورم. کلاس ها ترکیبی از مخاطب مقدماتی و پیش رفته است و چون اندازه بازار بزرگ نیست عملا تفکیک سطح مخاطب تعداد شرکت کنندگان را آن قدر پایین می اورد که برگزاری کلاس ها توجیه خودش (منظورم توجیه وقتی است که صرف آن می شود) را از دست می دهد. نمی دانم برای رفع این مشکل چه باید کرد. در این کلاس اسلایدها را از چند هفته قبل روی سایت قرار داده بودم و امیدوارم همه موضوعات ابتدایی را خوانده باشند و بشود سریع تر سراغ مباحث فنی تر رفت.

    حامد قدوسی، ۵:۲۹ بعدازظهر ، پيام‌ها (5) ، دنبالک (0)


    شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۷

    اقتصاد جرم و جنایت

    به لطف دوستان خوبم در دانش کده علوم اجتماعی دانش گاه تهران خانم ها بهاره آروین و سمیه توحیدلو قرار است روز یک شنبه صبح جلسه گپ دوستانه ای در مورد "امپریالیسم علم اقتصاد و گری بکر" در محل دانش کده علوم اجتماعی داشته باشیم. خانم توحیدلو زحمت کشیده اند و اعلام برنامه را در وبلاگشان نوشته اند.

    این پست بهانه ای شد تا یاد مقاله خوبی از دوست ندیده و ارزش مند مرتضی حسینی نژاد بیفتم. مقاله مرتضی هم ادبیات اقتصاد جرم را به خوبی و روشنی بحث کرده است و هم بحث اقتصادسنجی و انواع ملاحظات دقیق راجع به آن را ارائه کرده است. فکر می کنم از خواندنش لذت ببرید.. علاوه بر آن مقاله ای که زمانی برای مجله گفتمان حقوقی در زمینه حقوق و اقتصاد نوشته بودم را هم روی سایت قرار می دهم تا اگر علاقه مند بودید مطالعه کنید. نهایتا این گفت و گو با بکر که زمانی ترجمه اش را به دوستان رستاک توصیه کردم و روی سایت منتشر شد هم شاید برایتان جالب باشد.

    پ.ن: اسلایدها را روی سایت قرار دادم.

    حامد قدوسی، ۱:۲۰ بعدازظهر ، پيام‌ها (13) ، دنبالک (0)


    چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷

    بازار اعضاي بدن افراد دچار مرگ مغزي

    دوست عزيزي (كه چون هنوز ازش اجازه نگرفته‌ام نامش را ذكر كنم در گفتن نامش احتياط مي كنم) در يك تحقيق جالب نشان داده است كه بازار پيوند كليه در ايران بازار بسيار كارايي است كه دليل آن به وجود آمدن مكانيسم پرداخت به اهدا كننده و مقداري سوبسيد از طرف دولت است. معيار كارايي هم زمان انتظار براي دريافت كليه از طرف بيماران است. ادبيات بازار پيوند اعضاء روي اين موضوع بحث مي كند كه ممنوع كردن پرداخت به اهدا كننده باعث مي‌شود كه افراد صرفا با انگيزه‌هاي خيرخواهانه اين كار را بكنند و چون از مشاهدات مي‌دانيم كه چنين انگيزه‌هايي معمولا در ميان افرادي با پيوندهاي خانوادگي خيلي قوي است عملا سهم اين نوع اهدا در كشورهاي داراي ممنوعيت به سرعت رشد مي‌كند. طبيعي است كه اگر قرار باشد فقط خيرخواهي مشوق اهدا باشد عرضه به شدت محدودتر شده و زمان انتظار طولاني مي‌شود. البته در بازار اهدا خون مكانيسم‌هاي شبه بازاري ديگري مثل قرار گرفتن در اولويت دريافت در زمان نياز نيز امتحان شده است كه نمي‌دانم آيا در كليه هم كاربرد دارد يا نه.

    به نظر من مي‌توانيم تجربه موفق بازار اهدا كليه در ايران را به اعضاء ديگر بدن پس از مرگ مغزي هم تعميم بدهيم (البته نمي‌دانم كه آيا اين ايده قبلا پياده شده است يا نه). در حال حاضر بازار اهداء اعضا پس از مرگ مغزي اختصاص به افراد معدودي دارد كه عمدتا از روي گرايش‌هاي روشن‌فكرانه و اخلاقي تمايل خود را به استفاده از اعضايشان نشان مي‌دهند. اگر فرض كنيم كه كساني كه در معرض مرگ مغزي قرار مي‌گيرند بيش‌تر به طبقات فقيرتر تعلق دارند (مثلا كساني كه با موتورسيكلت جا به جا مي‌شوند و در معرض تصادف و ضربه مغزي هستند) اين مكانيسم مي‌تواند نوعي بيمه عمر براي خانواده فرد فراهم كند و مقداري از بار مشكلاتي كه به علت از دادن سرپرست ايجاد مي‌شود بكاهد.

    قاعدتا دو نقد فورا به ذهن مي‌رسد. نقد اول كه به نظرم بي‌ربط است اين است كه به جاي اين پيش‌نهادها برويد مكانيسم بيمه و تامين اجتماعي را گسترش دهيد. جواب اول اين كه اگر قرار بود مكانيسم بيمه و تامين اجتماعي به اين سادگي گسترش يابد كه تا حالا گسترش يافته بود. به هر حال اين به‌ترين انتخاب نيست ولي يك بهينه دوم است. ثانيا در طرف ديگر اين بازار بيماري قرار دارد كه در اثر گسترش اين بازار اميد به زندگي بيش‌تري مي‌يابد. به عبارت ديگر با فعال كردن اين بازار ما از اعضاي يك فرد از دنيا رفته براي نجات زندگي يك فرد در معرض مرگ استفاده مي‌كنيم و لذا توجيه اخلاقي قوي براي آن داريم.

    نقد جدي‌تر ممكن است اين باشد كه خريد اعضاي بدن انسان با پول امري دور از شان انساني است. به نظر من اين نقد يك جواب ساده دارد: عملي كه در ازاي آن پول پرداخت مي‌شود چه در مورد اهداي كليه و چه اعضاي ديگر عملي مضر يا غيراخلاقي نيست و لذا اين پيش‌نهاد مثلا معادل پيش‌نهاد مجاز كردن بردگي نيست. در وضعيت فعلي افرادي كليه خود را به ديگران اهدا مي‌كنند و مشكل حادي هم براي سلامتي‌شان ايجاد نمي‌شود. يا كسان ديگري اعضاي خود را پس از مرگ به ديگران مي‌دهند و خانواده‌شان اين امر را مي‌پذيرند. پس خود عمل في نفسه براي فرد طرف عرضه موضوع منفي نيست. تنها كاري كه بازار پولي اهدا اعضا پس از مرگ مي‌كند افزايش تعداد افرادي است كه وارد بازار مي‌شوند (بازاري كه في ذاته بازار مفيدي است). براي اين كه خانواده فرد متوفي كه با دريافت پول درست به اهداء اعضا مي‌زند تحت فشار اجتماعي قرار نگيرند مي‌توان بين اهداء كنندگان پولي و خيرخواهانه برچسب يك‌ساني قايل شد و لذا انگيزه را از ديد افراد بيروني دور نگاه داشت. به اين ترتيب معلوم نخواهد شد كه فرد با كدام مكانيسم دست به اهداء اعضاء زده است. تنها گروهي كه ممكن است با اين پيش‌نهاد از حضورشان كاسته شود كساني هستند كه به علت پرستي‍ژ بعد از مرگ اعضاي خود را اهدا مي‌كنند و گرنه كساني كه به دلايل اخلاقي يا انساني دست به اهداء مي‌زنند (و پولي نمي‌گيرند) نيت خيرخواهانه خود را عملي مي‌كنند.

    حامد قدوسی، ۸:۴۹ صبح ، پيام‌ها (17) ، دنبالک (0)


    پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷

    چند خبر کوچک

    1) پیش نویس برنامه تفضیلی کارگاه مهارت های مشاوره آماده شد که می توانید این جا ببینید. اول کار که ایده کارگاه را شروع کردیم با این بازخورد منفی مواجه شدیم که مشاوران ایرانی برای این کارگاه ها پول نمی دهند و نمی آیند و لذا استقبال نخواهد شد. خوش بختانه ظاهرا این طور نشده و ما مجبور شده ایم سقف ثبت نام بگذاریم. گروه اول از سری جدید دریافت کنندگان کمک هزینه را اعلام کردیم و در صورت وجود منابع گروه دوم را هم تا 10 روز دیگر مشخص می کنیم.

    2) با توجه به این که برای ورود به دانش گاه نیاز به اعلام اسامی به نگهبانی است و ظاهرا این فرآیند هم روز به روز پیچیده تر می شود دوستان دانش کده نیاز دارند تا چند روز قبل از برگزاری دوره ها فهرست نهایی را اعلام کنند. لذا مهلت ثبت نام برای کلاس چرخه های تجاری حقیقی تا 16 تیرماه و بقیه کلاس ها تا 25 تیر ماه است. قاعدتا خودتان این راه حل را می دانید ولی باز جهت یادآوری این که می توانید از پیک برای ثبت نام استفاده کنید و لزوما نیازی به مراجعه حضوری به دانش کده نیست. می توانم تصور کنم که یک بار رفت و آمد اضافه به دانش گاه صرفا برای ثبت نام برای کسی که کارش آن طرف تهران است چه قدر غیر بهره ور جلوه می کند.

    3) نسخه جدید جزوه های Real Options هم آماده شده که ام شب روی سایت می گذارم. دوست عزیزم آرش فهیم که دانش جوی دکترای ریاضی در شریف است و مدتی هم در پلی تکنیک پاریس روی ریاضیات مالی کار می کرد خواهش من را قبول کرده و قرار است بخش ریاضی را توسعه داده و مشترکا تدریس کنیم. آرش هم جزوه های اضافی آماده می کند که به محض آماده شدن روی سایت می گذارم.

    4) من شنبه 28 ژوئن ساعت 21:30-22:30 گپ و سخن رانی کوچکی در کانون توحید لندن راجع به کاربرد اقتصاد در مسایل اجتماعی خواهم داشت. یک ارائه نسبتا مشابه را می توانید این جا ببینید. بعدش برای شرکت در یک مدرسه تابستانی در زمینه فاینانس اسلامی به Durham می روم و قاعدتا سری هم به نیوکاسل خواهم زد. اگر دوستانی آن طرف ها بودند خوش حال می شوم گپی بزنیم.

    حامد قدوسی، ۷:۰۹ صبح ، پيام‌ها (24) ، دنبالک (0)


    سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷

    جامعه "شناس" یا ناظر اخلاق؟

    خانم سمیه توحید لو دوست و هم کار قدیمی من است (و البته دوست قدیمی تر هم سر من مریم و هم سر دوست قدیمی تر من ایمان :) ) و اشتراکات فکری زیادی با هم داریم ولی نمی دانم چرا بخشی از تفکرات ایشان که در قالب نوشته هایش بروز می کند برای من قابل درک نیست. .

    چند هفته پیش خانم توحیدلو پستی نوشت درباره "رفتار غیرعقلانی ایرانیان در استفاده از موبایل" و استفاده زیاد ایرانیان از اس ام اس و موبایل و نیز استفاده نسبتا متفاوت از شکل استفاده معمول آن در دنیا را مورد انتقاد قرار داده و توصیه کردند که "واقعا فرهنگ مدرن، پیش فرض هرگونه استفاده از ابزار و وسایل مدرن باید باشد!". من و چند دوست دیگر به شدت به این چارچوب فکری ایشان انتقاد کردیم. حرف من این بود که اولا این افراد هستند که برای استفاده از وسیله شخصی شان تصمیم می گیرند و خانم توحیدلو یا هر ناظر بیرونی دیگری اساسا اعتبار (Validity) و اطلاعات لازم برای قضاوت در مورد عقلانی بودن یا نبودن رفتار افراد را ندارند. ضمن این که ایشان ظاهرا برای ابزارها یک استفاده خاص تعریف می کنند و هر مصرفی غیر از روش قبلی را با برچسب غیرعقلانی مورد حمله قرار می دهند. در حالی که می دانیم که مصرف هر وسیله ای تابعی از است قیمت آن وسیله و انتخاب های دیگری که افراد دارند و سلیقه مصرف کننده و با تغییر این متغیرها در جوامع مختلف نوع و سطح مصرف هم ممکن است عوض شود. (ممنون از طفل شیرخواره بابت یادآوری). حرف آخر این بود که بنیان چارچوب ذهنی ایشان هیچ تفاوتی با کسانی که در جبهه سیاسی مقابل نقدشان می کند ندارد. هر دو نفر برای دیگران تعیین تکلیف می کنند.

    پاسخ خانم توحیدلو این بود که ایشان صرفا توصیه می کنند و مثل طرف مقابل اجبار نمی کنند. ضمن این که گفتند که کار جامعه شناس هم همین جور نقادی ها (ارزشی) است. من بر اساس درک ابتدایی که از علوم انسانی مدرن دارم چنین وظیفه ای برای جامعه شناسی یا هیچ علم دیگری قایل نیستم و وظیفه دانش مند علوم انسانی را بیان درست واقعیات می دانم. به خانم توحیدلو پیش نهاد کردم که برای این که ببینیم واقعیت جامعه شناسی در دنیا به کدام نظر نزدیک تر است چند ژورنال معتبر جامعه شناسی را انتخاب کنند و اسامی مجموعه تصادفی از مقالات آن را بنویسند که موضوع روشن تر شود. خودم هم دست به کار شدم و سری به مثلا امریکن ژورنال آو سوسیولوژی زدم که تا جایی که می دانم جزو معتبرترین مراجع جامعه شناسی است. متاسفانه حداقل در این ژورنال معتبر مقاله ای شبیه به چیزی که خانم توحیدلو گفته بودند پیدا نشد و تقریبا همه مقالات از جنس به اصطلاح دوستان پوزیتیویستی بود.

    گذشت و خانم توحیدلو مطلب دیگری نوشت که دیگر واقعا از فهم من خارج بود همان طور که می دانید طبق یک قانون قدیمی دختران ازدواج کرده حق شرکت در مدارس روزانه را ندارند و باید در کلاس های شبانه شرکت کنند. چند وقت پیش خواندم که وزارت آموزش و پرورش این قانون را لغو کرده و به متاهلین هم اجازه شرکت در مدارس معمولی را می دهد. به نظرم این اقدام قابل تحسین بود. چرا که ازدواج در سن جوانی امری غیرقانونی در کشور نیست و جزو حقوق افراد است. تحصیل هم جزو حقوق دیگر آن ها است. حال محروم کردن فردی از یک حق به خاطر استفاده از حق دیگرش کار عجیبی است که هیچ منطقی ندارد. خانم توحیدلو چند روز بعد در واکنش به این بخش نامه پست تندی نوشتند و ضمن چیدن یک سری مقدمات (که خود آن ها هم جای بحث فراوان دارد) دو حکم مهم صادر کردند. اول این که ایشان "به شخصه نمی پسندند داشتن تلفن همراه را برای دانش آموزان، چون فکر می کنند استفاده از هر وسیله ای سن خودش را می طلبد" و از آن مهم تر این که "دانش آموز دبیرستانی ازدواج کرده هم قرار باشد در کنار دیگر دانش اموزان سر یک کلاس بنشانند، تبعات خوبی ندارد". ضمنا اضافه کردند که " پیداست که عموما دخترانی که در سنین دبیرستان ازدواج می کنند متعلق به خانواده های با "سطح فرهنگی بالا" نیستند.". من دیگر این جا نمی توانستم چیزی بگویم چرا که ایشان حتی به توصیه کردن هم راضی نشده بودند و علنا از قانون قدیمی که اجازه حضور زنان متاهل در مدارس را نمی داد حمایت می کردند.

    قصد من نقد این دو پست خانم توحیدلو نیست. وبلاگ است و همه ما ممکن است نظرات شخصی بنویسیم ولی برای من خانم توحیدلو که جزو دانش جویان خوب جامعه شناسی در ایران هستند (به طوری که با لیسانس فنی توانستند فوق لیسانس و دکترای جامعه شناسی قبول شوند) به نوعی نماینده بخشی از طرز تفکری هستند که در این مدارس آموزش داده می شود. تفکری که به صرف داشتن یک برچسب "جامعه شناس" و البته الگوهای فکری مثل علی شریعتی به جای بیان علمی واقعیت های اجتماعی و عرق ریختن و سختی کشیدن برای کشف پویایی های درون جامعه دچار توهم می شود و در مقیاس انبوه دست به "قضاوت" (از دید من بسیار خام و گاهی حتی بدون داشتن داده یا چارچوب تئوریک قابل قبول) و برچسب زدن های بی پروا راجع به رفتار طبقات مختلف می زند. مثلا به نسبت دادن دانش آموزان ازدواج نکرده به خانواده هایی فاقد "سطح فرهنگی بالا" دقت کنید. این ادبیات و این نوع برچسب زدن به بقیه و این نوع صحبت از سطح فرهنگی "بالا" و "پایین" ادبیات افراد عامی جامعه است و نه یک دانش جوی دکترای جامعه شناسی در به ترین مرکز آموزش جامعه شناسی در ایران (ماجرا من را یاد نوشته های اروپاییان درباره جوامع پیرامونی در عصر استعمار می اندازد). علاوه بر آن برای خانم توحیدلو نوشتیم (من و چند دوست دیگر) که ایشان بدون اطلاع دقیق از نحوه مصرف موبایل در کشورهای دیگر و شیوه درآمدزایی شرکت های خدمات دهنده چنین قضاوت هایی می کنند که حتی منطبق با واقع هم نیست. در ماجرای زنان متاهل هم ایشان به صرف این تصور که حضور این زنان "تبعات خوبی ندارد" به راحتی از پایمال شدن حق زنان دفاع می کنند (تصور کنید شانس یک زن تازه ازدواج کرده برای ادامه تحصیل اگر بتواند به مدرسه روزانه برود چه حد با الزام برای رفتن به مدرسه شبانه فرق می کند).

    می دانم که همه جامعه علمی جامعه شناسی حتی در خود ایران هم این نیست. دوستان دیگری دارم که جامعه شناسی خوانده اند و به گونه ای کاملا متفاوت از ایشان می اندیشند و تحلیل می کنند ولی به هر حال خانم توحیدلو نماینده بخش دیگری هستند که تا جایی من می دانم چندان هم ضعیف یا کم سر و صدا نیست. به نظر من علم جامعه شناسی را به این سمت بردن آن را به شدت بی اعتبار و کم اهمیت می کند. این که جامعه شناس به افراد برچسب غیرعقلانی رفتار کردن بزند در حالی که افراد دارند کار خودشان را می کنند و حال خودشان را می برند نتیجه ای جز به حاشیه رانده شدن نظریات وی در متن واقعیت زندگی نخواهد داشت. البته این نوع تحلیل ها می تواند زینت بخش خروجی خبرگزاری هایی مثل ایسنا و فارس باشد. شاید یک دلیل این که گروهی از جامعه شناسان در ایران دائم شکایت دارند که دولت به حرف های آن ها گوش نمی دهد همین روی کردی باشد که در قبال مسایل دارند.

    پ.ن: هر نظری که صرفا درباره شخص خانم توحیدلو و نه تحلیل نظریات باشد پاک می شود.

    حامد قدوسی، ۱۰:۳۳ صبح ، پيام‌ها (51) ، دنبالک (0)


    یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷

    کلاس های مدرسه تابستانی شریف

    ام سال شش کارگاه آموزشی در گروه اقتصاد برگزار می شود که عبارتند از:

    1) نظریه چرخه های تجاری حقیقی، علی شوریده، دانش گاه مینه سوتا
    2) سیاست گذاری صنعتی در کشورهای در حال توسعه، کاوه مجلسی، دانش گاه تگزاس
    3) اقتصاد سیاسی دموکراتیزاسیون، مهدی شادمهر، دانش گاه روچستر
    4) مدل های انتخاب گسسته و روش تخمین تقاضای BLPدر سازمان های صنعتی، سید رضا یوسفی، دانش گاه تگزاس
    5) Real Options، حامد قدوسی/آرش فهیم، مدرسه تحصیلات تکمیلی فاینانس وین، دانش کده ریاضی دانش گاه صنعتی شریف
    6) نظریه بازی ها و کاربرد آن در مدیریت، حامد قدوسی، مدرسه تحصیلات تکمیلی فاینانس وین

    دوره آخر را به خاطر علاقه برخی دوستان تکرار کردم ولی چون فرصت محدود بود آن را در قالب یک کارگاه یک روزه در روز شنبه 19 مرداد برگزار می کنیم. شاید این طوری مشکل رفت و آمد چندین باره هم حل شود.

    اطلاعات جزیی در مورد دوره های فوق را می توانید این جا ببینید.

    حامد قدوسی، ۶:۱۶ صبح ، پيام‌ها (9) ، دنبالک (0)


     

    all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007